rasoul کاربر جدید وضعيت: آفلاين 28 فروردين ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 23
ارسال شده در: دوشنبه، 16 ارديبهشت ماه ، 1387 17:09:07 موضوع مطلب: ويرانگر
ويرانگر
اوست كه نطفهاش را با رذالت بستهاند، البته خود تقصيري در اين بين ندارد. ندانسته و ناخواسته البيس، شير مسموم در دهانش ميگذارد تا شايد قافله سالار اين راه شود. چه راهي؟ راهي كه خير و شر ندارد، هرچه هست همه شر است.
تضييع حقوق ديگري، به بازي گرفتن احساسات آدمي، ريا و دورويي، برتري نژادي و طبقاتي و... از شاخههاي اين راه بي مقصد هستند كه هريك منفورتر از ديگري است.
نافش را با خشونت مي بُرند تا اين چنين بار آيد. او خاطره خوشي از اين دوران نخواهد داشت. همين كه شير در رگهاي او به شكل خون جاري شد و توان نان جوئيدن را يافت، آتش ميبلعد اين بچه اژدها. روز به روز وصف شأنش از ديد عموم رو به نزول ميرود. باز هم ميگويم تقصيري ندارد، ميخواهند كه چنين بار آيد.
كمكم خونخوار ميشود، مراحل را ندانسته گام به گام طي ميكند تا اينكه اين بچه اژدها توان پرواز كردن مييابد و همه چيز را از بُعد ديگري ميبيند.
ويرانگر به مرحلهاي رسيده كه ديگر نميتواند خود را عوض كند، چون كسي به او هشدار نداده است. دور و بر او، چيزي جز تشويق به ادامه مسيرش نبوده است و حال خيلي سخت است شخصيتي را كه شكل گرفته را تغيير دهد. اين بچه اژدها كه تازه پرواز كردن را ياد گرفته است، سايه خويش را بر سر سرزمين روياهاي صادقانه ميگستراند. او خيلي خطرناكتر از اساتيد خود عمل ميكند چون كم تجربه و ناشي است. هربار پرواز او چيزي جز ترس و دلهره را به ارمغان نميآورد كه جز با چشم مسلحِ دل نميتوان ديد و حس كرد. فعلاً كسي درك نميكند و كسي نيست كه باز داردش از اين خرابيها چون ويرانگر گرگي است كه در لباس ميش ظاهر شده و از احساسات و عواطف چيزي نميداند، در حالي كه دائماً از آن دَم مي زند. او در وادي رفاقت و عشق و مهرورزي نقشي جزء مخرب و ويرانگر بازي نميكند. هميشه منتظر يك جرقه است...!
يك اشتباه از جانب من و تو چراغ سبزي است براي او. اشتباه شاخ و دُم ندارد، گاهي يك اعتماد بيجا، يك سهلانگاري، يك نقطه عطف و شروع دوباره براي اوست و همه چيز و همه كس را ميسوزاند. آخر او در انباري از باروت بار آمده است، او دلسوز هيچ كس نيست چون بويي از احساس و عاطفه نبرده است. آري او با سادگي و صادق و يك رنگ بودن شماها وارد عرصهاي ميشودكه بوي نبرد دارد. در حالي كه ظاهري صميمي از خود نشان ميدهد. سادگي و اشتباهات (اعتمادهاي بيجا) من و تو، سكوي پرتابي با سرعتي بيش به جلو را براي او مهيا ميكند. او تا زماني بچه اژدهاست كه برايش خط مشي تعيين ميكنند ولي به محض اينكه روال كار برايش عادي شد ديگر كسي را ياراي مقابله با او نيست.
ويرانگر به همين سادگي با تو دوست ميشود در حالي كه از رفاقت حتي « راه » آنرا نميداند. براي رسيدن به مطلوبش تو را بسان يك كالا ميبيند و ممكن است تو را به كام مرگ بكشاند. ويرانگر دل و ذهن ندارد، او نميانديشد چون برنامه ريزي شده است.
سرانجام، زياده رويهاي ويرانگر، موجب نابودياش ميشود ولي از خاكسترش ويرانگر ديگري متولد ميشود.
سخت ترين ضربه ويرانگر ضربه روحيست، پس در مورد پيرامون خود بنگر بعد اعتماد كن.
مهمتر از همه اينكه مواظب باشيم به يك ويرانگر تبديل نشويم.